نقش پرداخت اجاره‌ بهاء در تمدید قرارداد اجاره

 صرف پرداخت اجاره بهاء بعد از پایان عقد اجاره دلیلی بر تمدید قرارداد اجاره محسوب نمی شود.

رأی دادگاه بدوی

در خصوص دعوی آقای الف.ن. به طرفیت خانم ز.گ. با وکالت آقای د.الف. به خواسته استرداد قرارداد اجاره تنظیمی (عادی) تمدیدی و الزام خوانده به تنظیم اجاره نامه رسمی و الزام خوانده مبنی بر جبران خسارت وارده طبق ماده 10 قانون مسئولیت مدنی با جلب نظر کارشناس به انضمام هزینه دادرسی به اعتقاد دادگاه دعوی خواهان مردود و محکوم به رد می باشد زیرا خواهان دلیلی که مثبت ادعای نامبرده در خصوص اینکه قرارداد استیجاری به مدت 16 ماه از تاریخ 14/10/91 لغایت 14/2/93 تمدید گردیده و اصل آنکه متعلق به خواهان است در اختیار خوانده قرارگرفته باشد به دادگاه اقامه و ابراز ننموده و صدور دستور تخلیه صادره از سوی شعبه 2 شورای حل اختلاف تهران بیانگر عدم صحت ادعای خواهان می باشد چون رابطه قرارداد استیجاری فی مابین طرفین از تاریخ 14/10/89 لغایت 14/10/92 از جانب شورای حل اختلاف محرز گردیده و با احراز انقضای رابطه استیجاری دستور تخلیه اصدار یافته و صرف ادعای خواهان مبنی بر اینکه رابطه استیجاری تا مورخ 14/2/93 تمدید گردیده و اصل نسخه متعلق به ایشان در ید خوانده است و موجر آن را کتمان کرده و از تحویل آن امتناع می نماید ازنظر دادگاه دلیلی بر صحت ادعای خواهان محسوب نمی گردد و به عبارت دیگر برابر اصول کلی حقوقی اثبات هر دعوی به عهده مدعی است و انکار مدعی علیه نسبت به موضوع اقامه دلیل و مدارک قانونی را به عهده مدعی محول می نماید این اصول قاعده شناخته شده رأی است که بر اساس قاعده البینه علیالمدعی و الیمین علی من انکر استوار است و بر مبنای قاعده مذکور دلایل و مدارک ارائه شده از طرف خواهان به نحوی نیست که صحت ادعای خواهان را در خصوص خواسته های مطروحه احراز و اثبات نماید ازاین رو دادگاه دعوی خواهان را متکی به دلیل ندانسته و مستنداً به ماده 197 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی حکم به بی حقی خواهان صادر و اعلام می نماید. حکم صادره ظرف 20 روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 105 دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ فرهادی

 
رأی دادگاه تجدیدنظر استان

دادنامه تجدیدنظر خواسته به شماره 9309970001200175 مورخه 10/2/1393 صادره از شعبه 105 دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن حکم بر بی حقی تجدیدنظرخواه الف.ن. نسبت به دعوی مطروحه به خواسته استرداد قرارداد اجاره و الزام به تنظیم سند رسمی اجاره نسبت به پلاک ثبتی 27/28/3400 اصلی و پرداخت خسارات وارده اصدار گردیده است قطع نظر از اینکه تاریخ اعلامی توسط تجدیدنظرخواه مبنی بر تمدید قرارداد تا تاریخ 14/2/1393 در حال حاضر مقتضی گردیده است در اساس موافق قانون و مقررات موضوعه بوده و اعتراض به شرح لایحه اعتراضیه وارد نبوده و مستوجب نقض آن نمی باشد زیرا که اولاً هرچند به تصریح مواد 46 و 47 از قانون ثبت کلیه معاملات راجع به عین و منافع در نقاطی که ادارات ثبت و دفاتر اسناد رسمی دایر می باشند می بایست به صورت رسمی صورت پذیرد لیکن انجام این امر مستلزم برقراری روابط استیجاری و تداوم و احراز آن می باشد این در حالی است که در مانحن فیه تجدیدنظرخواه دلیل و مدرک موجهی که حاکی از تداوم روابط استیجاری پس از انقضاء مدت قرارداد اجاره در تاریخ 14/10/1391 لغایت 14/2/1393 باشد به دادگاه ارائه ننموده است ثانیاً با فرض پرداخت اجاره بهاء از ناحیه تجدیدنظرخواه صرف پرداخت اجاره بها دلیلی بر تمدید قرارداد اجاره نمی باشد به لحاظ آنکه تمدید قرارداد مستلزم احراز اراده متعاملین بر تداوم قرارداد اجاره می باشد که این مهم از ناحیه دادگاه احراز نگردیده است بنابراین دادنامه تجدیدنظر خواسته که بر همین اساس صادر گردیده خالی از هرگونه ایراد و اشکالی بوده و دادگاه ضمن رد درخواست تجدیدنظرخواهی مستنداً به قسمت اخیر ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را تأیید و استوار می نماید. رأی صادره حضوری و قطعی است.

الزام به تنظیم سند اجاره مشمول قانون 1376 بعد از انقضای مدت اجاره

در صورتی که در قرارداد شرط شده باشد که اگر مستأجر بدون جلب رضایت موجر، مورد اجاره را از مسکونی به محل کسب تبدیل نماید ملزم به پرداخت صد در صد سرقفلی می‌باشد، موجر در صورتی می‌تواند سرقفلی را مطالبه نماید که مدت اجاره به پایان نرسیده باشد.

رأی دادگاه بدوی

در خصوص دعوی 1- ه.پ. 2- م.گ. به‬ وکالت از موقوفه بیمارستان م. با تولیت ر.م. به‬ طرفیت آقای م.ق. به خواسته 1- مطالبه سرقفلی محل مورد اجاره که فعلاً به‬ مبلغ -/900/000/000 ریال تقویم و رقم قطعی آن با نظر کارشناس تعیین خواهد شد 2- اعلام فسخ سند اجاره قبلی 3- الزام به تنظیم سند اجاره جدید با جلب نظر کارشناسی مستنداً به مدارک پیوست که پس از طی تشریفات و ضوابط قانونی پرونده به این شعبه ارجاع و سپس به کلاسه فوق به ثبت رسیده است اولاً حسب اجاره ‬نامه عادی به شماره 5284- 1383/5/26 تنظیمی فی‬مابین متداعیین پرونده مرتبط با یک قطعه زمین به ‬شماره یک پلاک فرعی ... از پلاک ثبتی ... اصلی بخش 12 تهران از موقوفه مفرح معطوفاًَ به ‬صورت مجلس تفکیکی 34033 مورخ 1368/5/30 به‬ مساحت 29/348 متر مربع با قید تملک اعیانی احداثی و صرفاً به ‬منظور استفاده مسکونی نه تنها مبین احراز رابطه حقوقی و استیجاری فی‬مابین مشارالیهما به ‬حساب می‌آید بلکه تاکنون ادله و مستندی که حاکی از فسخ، انفساخ، اقاله و یا بطلان اجاره‬ نامه مذکور باشد در پرونده امر ملاحظه و مشاهده نمی‌گردد از طرفی حسب شق 6 از اجاره ‬نامه استنادی آمده است که مستأجر بدون جلب رضایت موجر حق تغییر و تبدیل مورد اجاره از مسکونی به محل کسب را ندارد که در صورت تخلف ملزم به پرداخت 100% سرقفلی ملک مذکور برابر نظریه کارشناس رسمی دادگستری می‌باشد که متعاقباً دادگاه جهت بررسی صحت و سقم ادعای خواهان نظر به فنی و تخصصی بودن موضوع پرونده در انجام و اجرای وظایف و تکالیف شرعی و قانونی خود مبادرت به‬ صدور قرار ارجاع امر به کارشناسی می‌نماید که با وصول نظریه مربوط به شماره 3015- 1390/8/2 عیناً چنین آمده است ... ارزش روز ششدانگ سرقفلی تالار پذیرائی به ‬نام الف. که عرصه آن به‬ مساحت 29/348 مترمربع موقوفه م. ولی اعیانی آن توسط خوانده احداث شده با توجه به موقعیت مکان و نوع کسب و سایر عوامل مؤثر در قضیه به‬ مبلغ -/1/450/450/000 ریال تعیین و اعلام می‌گردد هم چنین اجاره بها سالیانه ملک از تاریخ 1389/12/23 هر مترمربع -/24/000 ریال (دو هزار و چهارصد تومان) تعیین و احتساب می‌گردد که نظریه یاد شده مطابق مقررات به‬ طرفین ابلاغ لیکن تاکنون ایراد و اعتراض متقن و مدللی که موجبات تخدیش و اضمحلال ارکان و اساس نظریه یاد شده را ایجاب نماید از سوی اصحاب دعوی واصل و ایصال نگردیده به ‬علاوه به ‬نظر می‌رسد نظریه مذکور با اوضاع و احوال محقق و مسلم قضیه مطابقت داشته و نقصی متوجه آن نمی‌باشد در نتیجه صرف‬نظر از بلاوجه بودن مدافعات خوانده به‬ شرح لایحه منعکس در پرونده دادگاه ضمن محمول بر صحت تلقی نمودن دعوی خواهان مستنداً به ماده 5 از آئین ‬نامه نحوه و ترتیب وصول پذیره و اهدائی مصوب (1365/2/10) ماده 11 از آئین‬ نامه قانون تشکیلات و اختیارات سازمان اوقاف و امور خیریه دادگاه علاوه بر الزام خوانده به پرداخت سرقفلی محل مورد اجاره به مبلغ -/1/450/450/000 ریال بابت تغییر محل از مسکونی به تجاری و اعلام فسخ سند اجاره به شماره 5284- 26/5/83 خوانده را به تنظیم سند اجاره جدید با اجاره ‬بها تعیین شده در نظریه کارشناسی به قرار هر مترمربعی -/24/000 ریال از تاریخ تقدیم دادخواست به بعد مرتبط با یک قطعه زمین به‬ مساحت 29/348 مترمربع شماره ... پلاک فرعی ... از پلاک ثبتی ... اصلی بخش 12 تهران از صورت مجلس تفکیکی ... واقع در ی. ملکی موقوفه بیمارستان به‬ مدت سه سال تمام شمسی به‬ عنوان خواسته اصلی و سپس پرداخت حق ‬الوکاله وکیل و حق ‬الزحمه کارشناسی از بابت تسبیب در حق خواهان محکوم می‌نماید. رأی صادره حضوری ظرف بیست روز قابل تجدیدنظر‬خواهی می‌باشد.
رئیس شعبه 8 دادگاه عمومی حقوقی تهران

میردیلمی

 
رأی دادگاه تجدیدنظر استان

در خصوص تجدیدنظر‬خواهی آقای م.ق. به‬ طرفیت موقوفه بیمارستان م. نسبت به دادنامه شماره 1283 مورخ 1390/12/28 صادره از شعبه 8 دادگاه حقوقی تهران که متضمن محکومیت تجدیدنظر‬خواه به پرداخت مبلغ یک میلیارد و چهارصد و پنجاه میلیون ریال به عنوان سرقفلی و فسخ سند اجاره 5284-1383/5/26 و الزام به تنظیم سند رسمی اجاره جدید با اجاره ‬بهای هر متر مربع به قرار نظر کارشناس به مبلغ 24000 ریال از تاریخ تقدیم دادخواست به مدت سه سال به علاوه خسارات دادرسی می‌باشد دادگاه با عنایت به محتویات پرونده و لوایح تقدیمی از آنجا که به ‬شرح قرارداد رسمی اجاره 5284-1383/5/26 روابط طرفین با توجه به زمان انعقاد عقد تحت حاکمیت قانون روابط موجر و مستأجر سال 1376 می‌باشد اولاً با عنایت به انقضاء مدت قرارداد اجاره سه ساله موضوع قرارداد مذکور، دعوای فسخ قرارداد اجاره که مراجعت به قراردادهای واجد اعتبار زمانی دارد با توجه به تاریخ تقدیم دادخواست 1389/12/22 صحیح نبوده و از طرف دیگر دعوای الزام طرف مقابل به تنظیم قرارداد اجاره در فرض انقضاء مدت به‬ لحاظ اینکه موجبی جهت الزام وجود ندارد صحیح نبوده فلذا در این دو بخش به ‬شرح مواد 2 و 358 قانون آئین دادرسی مدنی با نقض رأی معترض‬ عنه منتهی به صدور قرار عدم استماع می‌گردد. در مورد مطالبه سرقفلی محل مستند به ماده 6 قرارداد استنادی قطع نظر از بحث انقضاء مدت اجاره و اینکه مطالبه تعهد موضوع ماده 6 قرارداد استنادی قطع نظر از صحت و سقم آن با عنایت به تبصره ماده 10 و ماده 1 قانون روابط موجر و مستأجر سال 1376 مسبوق به اعتبار زمانی قرارداد اجاره بوده و از طرفی مفاد ماده 5 آئین‬ نامه نحوه و ترتیب وصول پذیره و اهدائی مصوب 1365/2/10 استنادی دادگاه محترم بدوی مراجعت به زمان انتقال اعیانی تجاری احداثی در عرصه موضوعه [موقوفه] و کسب اعیانی و یا منافع و یا ایجاد داشته که در مانحن‬ فیه دلیل و مدرک که مثبت آن باشد ارائه نگردیده و ماده 11 از آئین‬ نامه قانون تشکیلات و اختیارات سازمان اوقاف و امور خیریه هم منصرف از موضوع محکومیت بوده بنابراین دادگاه مستنداً به مواد 2 و 358 قانون آئین دادرسی مدنی با نقض دادنامه معترض‬ عنه قرار عدم استماع دعوای تقدیمی را صادر و اعلام می‌نماید.

تعهدات فروشنده در قرارداد واگذاری حق سرقفلی

 تهیه مقدمات تنظیم سند رسمی سرقفلی، پرداخت حق بیمه، مفاصاحساب شهرداری و دارایی از تکالیف فروشنده در قرارداد واگذاری حق سرقفلی است و عدم تصریح به موارد مذکور در عقد موجبی برای اسقاط تعهدات مزبور نیست

رأی دادگاه بدوی

در خصوص دعوی آقایان ح. و س.ق. با وکالت بعدی آقای م.م. به طرفیت الف.ف. به خواسته الزام به ایفای تعهد موضوع قرارداد مورخ 12/2/91 از جمله (پرداخت) مبالغ عوارض شهرداری، دارایی، بیمه، تحویل برق سه فاز، خط تلفن و گاز مقوم به 51 میلیون ریال به انضمام کلیه خسارات دادرسی از باب تسبیب که وکیل خواهان در جلسه اول دادرسی خواسته خود را منجز به الزام به ایفای تعهد مبنی بر أخذ مفاصاً حساب های عوارض شهرداری، دارایی و بیمه نسبت به مورد معامله یک باب مغازه و باسکول جلوی آن نموده است با این توضیح که وکیل خواهان در ایضاح خواسته خود اظهار داشته که به موجب مبایعه نامه مستند دعوی مورخ 12/2/91 خوانده کلیه حق و حقوق اعم از سرقفلی و حق کسب و پیشه مغازه حدود معامله را به موکل وی واگذار نموده و طبق بند 2-6 قرارداد خوانده متعهد به أخذ مفاصاً حساب های مذکور می باشد و از انجام تعهد خود استنکاف می نماید نظر به شرح دعوی خواهان مفاد قرارداد استنادی که حکایت از رابطه حقوقی بین طرفین و تعهد خوانده دارد و نظر به اینکه دفاع موجهی از جانب خوانده بر بی اعتباری مستند دعوی انجام تعهدات و یا رد دعوی خواهان واصل نشده است و لایحه دفاعیه خوانده نیز با توجه به اینکه بعد از ختم جلسه رسیدگی واصل شده است نیز قابل بررسی نمی باشد لذا دعوی خواهان را ثابت تشخیص مستنداً به مواد 10 و 219 و 220 و 221 و 1257 قانون مدنی و مواد 194 و 198 و 519 قانون آیین دادرسـی مدنـی و با توجـه به اصول صحت و لزوم قراردادها حکم بر الزام خوانده به انجام تعهدات قراردادی مبنی بر أخذ مفاصا حساب از شهرداری، دارایی و بیمه در خصوص موضوع مورد معامله و پرداخت هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل در حق خواهان صادر و اعلام می نماید. رأی صادره حضوری ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رئیس شعبه 5 دادگاه عمومی حقوقی اسلامشهر ـ رضانژاد

 
رأی دادگاه تجدیدنظر استان

دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره 9209972885500543 مورخه 17/5/1392 صادره از شعبه پنجم دادگاه عمومی اسلامشهر که برالزام تجدیدنظرخواه س.ف. به انجام تعهدات قراردادی مبنی بر أخذ مفاصاً حساب از شهرداری و دارایی و بیمه درباره مورد معامله اشعار دارد موافق قانون و مقررات موضوعه بوده و اعتراض به شرح لایحه اعتراضیه وارد نبوده و مستوجب نقض آن نمی باشد زیرا که اولاً ـ تهیه مقدمات تنظیم سند رسمی سرقفلی و پرداخت حق بیمه و مفاصاً حساب شهرداری و دارایی از تکالیف فروشنده بوده که مشارالیه دلیلی بر ایفاء یا اسقاط تعهدش ارائه ننموده است، ثانیاً ـ عدم تصریح موارد مذکور بر فرض صحت ادعای تجدیدنظرخواه موجبی برای اسقاط تعهدات مزبور و تهیه مقدمات و تشریفات انتقال نمی باشد به جهت اینکه تا زمانی که عین مستأجره در اختیار وی بوده مکلف به پرداخت حقوق موضوع خواسته بوده است فلذا دادنامه تجدیدنظرخواسته که بر همین اساس صادر گردیده خالی از هرگونه ایرادی بوده و دادگاه ضمن رد درخــواست تجدیدنظـرخــواهـی مستنـداً به قسمت اخیر ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را تأیید می نماید. رأی صادره حضوری و قطعی است.

شرط تنظیم سند رسمی اجاره توسط اداره اوقاف

انتقال اجاره به موجب سند رسمی منوط به پرداخت پذیره انتقال به اداره اوقاف است.

رأی دادگاه بدوی

در این پرونده آقای د. ن. با وکالت آقای ب.م. به ‬طرفیت آقای الف.الف. و اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان دماوند (موقوفه مرحومه الف.) به خواسته الزام خواندگان به تنظیم سند اجاره در اداره اوقاف، خلع ید و اجرت‬ المثل و خسارات قانونی دادخواستی تقدیم و با توجه به مدارک ابرازی (قرارداد) فی‬مابین و اصل حاکمیت اراده و لزوم اجرای مفاد آن از سوی طرفین و عدم ارایه دلیل از سوی خوانده مبنی بر فسخ و یا ابطال قرارداد، خواسته مبنی بر الزام به تنظیم سند اجاره موجه و مستنداً به ماده 10 قانون مدنی حکم به الزام خواندگان به تنظیم سند اجاره صادر و اعلام می‌گردد و عنایتاً به اینکه خلع ید و مطالبه اجرت ‬المثل فرع از سند رسمی می‌باشد لذا دعوی بر وفق مقررات تنظیم شده و با کیفیت مزبور قابلیت استماع را ندارد و مستنداً به ماده 2 ق. م به قرار عدم استماع دعوی صادر و اعلام می‌گردد. رأی صادره حضوری و ظرف 20 روز قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران می‌باشد.
رئیس شعبه 1086 دادگاه عمومی جزایی تهران

کرد درونکلائی  

 
رأی دادگاه تجدیدنظر استان

 تجدیدنظرخواهی آقای الف.الف. به طرفیت آقای س.ن. با وکالت آقای ب.م. نسبت به دادنامه شماره 0113-1393/5/21 شعبه 1086 دادگاه عمومی حقوقی تهران می‌باشد. بر اساس دادنامه موصوف، دعوی تجدیدنظرخوانده به طرفیت تجدیدنظرخواه و اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان دماوند (موقوفه مرحوم الف) به خواسته الزام به تنظیم سند اجاره در اداره اوقاف مورد پذیرش قرار گرفته، حکم به شرح خواسته صادر شده است. اینک با بررسی محتویات و مستندات پرونده و مطالعه لوایح ابرازی طرفین، نظر به اینکه در این مرحله ایراد موجه و مدللی که با یکی از جهات تجدیدنظرخواهی منطبق بوده و مؤثر در نقض و بی‌اعتباری دادنامه معترض ‬عنه گردد از سوی تجدیدنظرخواه اقامه نشده است و نظر به اینکه بر خلاف ادعای تجدیدنظرخواه عقد صلح می‌تواند جانشین کلیه معاملات گردد و به ‬موجب سند عادی مدرکیه، تجدیدنظرخواه تمامی حقوق خود در منافع عین یک قطعه زمین را به تجدیدنظرخوانده صلح نموده و نظر به اینکه ایراد تجدیدنظرخواه به سمت خوانده دیگر در دادخواست بدوی در این مرحله مؤثر در مقام نبوده و قابل پذیرش نیست و نظر به اینکه رأی دادگاه بدوی با توجه به مبانی و مستندات و استدلال منعکس در آن موافق مقررات قانونی و با رعایت اصول دادرسی صادر شده، از این رو به تجویز ماده 358 قانون آئین دادرسی مدنی و با این تذکر که انتقال سند رسمی اجاره منوط به پرداخت پذیره انتقال به اداره اوقاف می‌باشد، دادنامه تجدیدنظرخواسته تأیید و استوار می‌گردد. این رأی قطعی است.

مطالبه وجه چک تضمین تخلیه مورد اجاره

مطالبه وجه چک صادره بابت تضمین تخلیه مورد اجاره، با وصف تخلیه ملک و ایراد خسارت به ملک، مصداق بزه خیانت درامانت است.

رأی دادگاه بدوی

در خصوص اعتراض م. نسبت به قرار منع تعقیب صادره از ناحیه شعبه دوم دادیاری دادسرای ناحیه 12 تهران که در خصوص شکایت وی از م.ش. به اتهام خیانت درامانت نسبت به چک شماره ... به مبلغ یک میلیارد و پانصد میلیون ریال عهده بانک ت. صادر شده است؛ با توجه به محتویات پرونده، اظهارات معترض و دلایل و مدارک ارائه شده از ناحیه وی و با توجه به این که طبق قرارداد اجاره که مورد قبول طرفین است چک موضوع پرونده بابت تضمین تخلیه در اختیار موجر (مشتکی عنه) قرار گرفته درصورتی که موعد مقرر تخلیه و تحویل صورت نگیرد قابل وصول است درحالی که در مانحن فیه به دلالت محتویات پرونده و اظهارات مشتکی عنه تخلیه به موقع صورت گرفته و مشتکی عنه دلیل عدم استرداد چک را خسارات وارده به ملک و اجور معوقه و ... دانسته است صرف نظر از این که با توجه به مدارک و مستندات موجود اجاره بها و مالیات و سایر مطالبات پرداخت شده است، علی هذا چک مذکور بابت تضمین خسارات نبوده بلکه بابت تضمین تخلیه به موقع بوده که این امر هم به وقوع پیوسته است، بنابراین ید متهم بر چک امانی بوده و اقدام بعدی وی با توجه به این که منجر به صدور گواهی عدم پرداخت هم شده است خیانت درامانت محسوب می شود، لذا وفق بند ن ماده 3 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب و ماده 674 قانون مجازات اسلامی 1375 و ضمن پذیرش اعتراض و نقض قرار منع تعقیب، قرار جلب به دادرسی متهم م.ش. را به اتهام خیانت درامانت صادر و اعلام می دارد. رأی صادره قطعی است.

رئیس شعبه 1024 دادگاه عمومی جزایی تهران- شکاری

رأی بدوی

در خصوص اتهام م.ش. دایر بر خیانت درامانت نسبت به چک شماره ... عهده بانک ت. به مبلغ یک میلیارد و پانصد میلیون ریال موضوع شکایت م.؛ به این شرح که چک مذکور بابت تضمین تخلیه در اختیار موجر (متهم) قرار گرفته تا در صورت عدم تخلیه ملک در موعد مقرر و عدم تحویل ملک، اقدام به وصول نماید، درحالی که به دلالت محتویات پرونده و تصویر مصدق چک های مربوط به اجاره بهای ماه های پس از اتمام قرارداد که دلالت بر توافق طرفین بر ادامه قرارداد اجاره پس از اتمام مهلت آن دارد و با توجه به این که طبق استعلام صورت گرفته و پشت نویس چک ها که حکایت از وصول چک ها توسط متهم دارد و متهم نیز به این امر اذعان دارد، لذا ید وی نسبت به چک موضوع شکایت امانی بوده و اقدام وی در جهت ارائه آن به بانک و صدور گواهی عدم پرداخت موجبات تحقق بزه خیانت درامانت را فراهم نموده که با توجه به کیفرخواست صادره از دادسرای ناحیه 12 تهران دفاعیات بلا وجه متهم و قرائن و امارات موجود بزهکاری وی محرز و مسلم بوده و مستنداً به ماده 674 قانون مجازات اسلامی 1375 نامبرده را به تحمل شش ماه حبس تعزیری محکوم می نماید. رأی صادره حضوری محسوب و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ، قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران است.

رئیس شعبه 1024 دادگاه عمومی جزایی تهران- شکاری

 
رأی دادگاه تجدیدنظر استان

در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م.ش. نسبت به دادنامه شماره 00797 مورخ 26/08/1393 صادره از شعبه 1024 دادگاه عمومی جزایی تهران که به موجب دادنامه معترض عنه تجدیدنظرخواه بابت خیانت درامانت یک فقره چک به شماره ... عهده بانک ت. به مبلغ یک میلیارد و پانصد میلیون ریال موضوع شکایت آقای م. به تحمل شش ماه حبس تعزیری محکوم گردیده؛ حال دادگاه با التفات و با توجه به محتویات پرونده و مفاد لایحه تجدیدنظرخواهی نظر به این که بزه منتسبه حسب اوراق و مندرجات پرونده و دلایل منعکس در رأی محرز بوده و ایراد و اعتراض موجه و مؤثری که موجبات نقض و بی اعتباری دادنامه معترض عنه را ایجاب نماید ابراز و اقامه نشده و از حیث رعایت تشریفات قانونی و مبانی استنباط و توجه به مستندات فاقد اشکال است، لذا با رد اعتراض به استناد بند الف ماده 257 قانون آئین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری دادنامه تجدیدنظرخواسته تأیید می گردد. رأی صادره قطعی است.

انتقال مورد اجاره به غیر و استحقاق حق کسب و پیشه

پرسش

 

هرگاه مورد اجاره محل کسب و پیشه که مشمول مقررات روابط موجر و مستأجر سال 1356 می‌باشد، بعد از تاریخ تصویب قانون الحاق یک بند به عنوان بند (ج) به ماده 2 قانون روابط قانون موجر با مستأجر مصوب 24/11/1372 بدون اذن و موافقت مالک جهت دایر نمودن مطب پزشک منتقل شود، موجر به همین دلیل (انتقال به غیر) تقاضای تخلیه کند، مستأجر جدید مستحق دریافت حق کسب و پیشه می‌باشد.
 

نظر هیئت عالی

    اولاً: قضیه به‌صورتی‌که عنوان شده از شمول مقررات قانون الحاق یک بند به عنوان بند (ج) و ... به ماده 2 قانون روابط موجر و مستأجر مصوب سال 1362، خارج است زیرا قانون مزبور ناظر به اماکنی است که مطب پزشک در آنها دایر است، حال آن‌که در مسئله مطروحه، محل مورد نظر ابتداءً برای دایر کردن مطب پزشک، منتقل شده و رابطه استیجاری، فعلیت نداشته، ثانیاً: مطابق رأی وحدت رویه شماره 576 ـ 14/7/71 هیأت عمومی دیوان‌عالی کشور، اماکن استیجاری مطب پزشکان، محل کسب و پیشه یا تجارت تلقی نمی‌گردد، تا حق کسب و پیشه یا تجارت به آن تعلق گیرد ...». بند (ج) ماده واحده قانون صدور¬الذکر نیز محل کار پزشکان را تابع قرارداد فی‌مابین و در صورت فقدان قرارداد تابع مقررات قانون مدنی قرار داده است. بنا به مراتب مطالبه حق کسب و پیشه از سوی پرشک یا تخصیص سهمی به او از این محل وجه قانونی ندارد.

نظر اکثریت

مستأجر دوم به نسبت حق خود مستحق دریافت حق کسب و پیشه است با این توضیح که چنان‌چه مستأجر دوم حقوق مستأجر اول را نسبت به ایام تصرف وی پرداخته باشد، مستحق دریافت حق کسب و پیشه به نسبت تمام ایام تصرفات خود و مستأجر اول می‌باشد، در غیر این‌صورت تنها مستحق دریافت حق کسب و پیشه به نسبت ایام تصرفات خود است و مستند ایشان به این ترتیب است که موجر مطابق قانون روابط موجر و مستأجر 1356، تقاضای تخلیه به لحاظ انتقال به غیر کرده است و دادگاه براین اساس، وی را ذی‌حق تشخیص داده است، باید به لوازم آن نیز طبق همان قانون حقوق مستأجر نیز پرداخت گردد ملتزم باشد (من له الغنم فعلیه الغرم) و چون مستأجر دوم در هر حال متصرف است بر طبق تبصره ماده 19 قانون روابط موجر و مستأجر سال 1356 ذی‌حق می‌باشد.

نظر اقلیت

موضوعاً تخلیه منتفی است زیرا مطب پزشک محل کسب و تجارت محسوب نمی‌شود تا مشمول ماده 19 قانون روابط موجر و مستأجر سال 1356 شود.

 

فرجام‌خواهی از رأی صادره در دعوای الزام به تنظیم سند اجاره

 دعوای الزام به تنظیم سند رسمی اجاره غیرمالی بوده بنابراین رأی صادره در این دعوا قابل فرجام خواهی نیست

خلاصه جریان پرونده

در تاریخ 92/11/8 آقای م.س. به وکالت از خانم م.الف. به طرفیت آقای م.ر. طی دادخواستی خواستار الزام خوانده به تنظیم سند اجاره رسمی یک باب مغازه به صورت حق کسب و پیشه و تجارت در اختیار خوانده است 2 عنداللزوم با جلب نظر کارشناس جهت تعین اجاره بهای موصوف به نرخ روز 3 جبران خسارت دادرسی ضمناً خواهان چنین اظهار داشته: به موجب سند مالکیت که تصویر مصدق آن پیوست است موکل یعنی خواهان مالک شش دانگ پلاک 76 اصلی بخش یک اراک واقع در خیابان شهید بهشتی است و مغازه‎ای که تحت تصرف خوانده است نیز جزو این پلاک است و خوانده هیچ گونه سند سرقفلی نیز ندارد فقط حق کسب و پیشه دارد از آنجائی که وی با موکل قرارداد اجاره رسمی ندارد و از این جهت مشکلاتی حادث شده لذا مستند به حکم قانون روابط موجر و مستأجر بدواً با جلب نظر کارشناس تعین اجاره بهاء به نرخ روز سپس الزام خوانده به تنظیم سند اجاره رسمی یک ساله در دفتر اسناد رسمی مورد استدعاست که بر اساس دادنامه شماره 10600085-1/2/93 صادره از شعبه ششم دادگاه عمومی حقوقی اراک چنین مقرر گردیده: درباره دادخواست خانم م.الف. با وکالت آقای م.س. به طرفیت آقای م.ر. به خواسته الزام خوانده به تنظیم سند اجاره رسمی موضوع یک باب مغازه که به صورت حق کسب و پیشه و تجارت در اختیار خوانده است در دفتر اسناد رسمی مقوم به 000/000/51 ریال 2- عنداللزوم با جلب نظر کارشناس تعیین اجاره بهای مغازه موصوف به نرخ روز مقوم به 000/100/3 ریال 3- جبران خسارات دادرسی - که از تصویر سند رسمی شماره 97053-8/5/77 دفتر اسناد رسمی شماره . . . اراک که به موجب آن خواهان مالکیت رسمی پلاک ثبتی محل وقوع مغازه مورد دعوی را به دست آورده قابل استفاده است عبارتند از 1- سرقفلی مغازه مورد دعوی بدون قید و شرط متعلق به غیر اعلام و به خواهان منتقل نشده و حقوق استیجاری برای وی منظور نشده که اطلاق آن حاکی از مالکیت دائمی خوانده بر منافع اعیانی مغازه مورد دعوی با تعهد مالک عرصه برای تأمین اعیانی مغازه به نحو قدر متیقن است 2- اما چنانچه مبلغ مزجاتی بابت کرایه سرقفلی موضوع تعهد خوانده باشد صرف نظر از عدم ذکر آن در سند مزبور اگر بتوان آن را به تبع مالکیت خواهان بر عرصه مغازه مورد دعوی مشعر موجود نوعی روابط استیجاری فی‎‎مابین طرفین با توجه به عرف معاملات سرقفلی به قرینه وقوع آن در سوق مسلمین دانست به مالکیت خواهان بر عرصه مغازه مورد دعوی مشعر وجود نوعی رابطه استیجاری فی‎مابین طرفین با توجه به عرف معاملات سرقفلی به قرینه وقوع آن در سوق مسلمین دانست به نحو متعارف موضوع اجاره شرعی بوده و قابل انطباق با قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1356 نیست زیرا موضوع آن قراردادهای اجاره‎ی است که منافع مغازه مورد اجاره در آن با تعیین اجاره بهاء برای مدت معین در قالب اجاره‎نامه متعارف به اجاره داده شده باشد که به موجب قانون مذکور حق موجر برای تخلیه عین مستأجر در زمان انقضاء مدت آن به موارد خاص مذکور در آن قانون تخصیص خورده نه اینکه در ضمن تملیک دائمی منافع مغازه به عنوان سرقفلی که موضوعاً حق تخلیه وجود ندارد مبلغ مزجاتی به عنوان کرایه آن جهت تحکیم واگذاری سرقفلی و مشروعیت آن دریافت شده باشد و این اجاره وقتی مشروعیت دارد که قابل جمع با تملیک دائمی منافع مغازه مورد دعوی باشد که همانا راجع به حق مالک در عرصه آن با تعهد تأمین اعیانی مغازه برای مالک سرقفلی جهت امکان انتفاع دائمی از آن است که از ملاک ماده 504 ق.م. نیز برخوردار می‎شود و کاملاً مشروع است و ناچیز بودن اجاره بهاء را نیز توجیه می‎کند 3- اجاره مزبور به تبع تملیک دائمی منافع اعیانی مغازه مورد دعوی جهت تحکیم آن بوده و از آن تبعیت می‎کند و تملیک و تملک سرقفلی موضوع قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1356 نیست و صرفاً درصورتی که عرصه مغازه مورد دعوا که کماکان ملک خواهان است مشمول اطلاق عنوان محلی که اجاره داده شده تلقی شود از این جهت علی رغم فقدان حق تخلیه به شرح مذکور مشمول مواد 1، 7 و 8 قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1356 با جمع آن با ماده 504 ق.م. می‎شود که در مواردی که در آن قانون حق تخلیه پیش بینی شده به مثابه انقضاء مدت اجاره عرصه در ماده 504 ق.م. و حسب مورد استحقاق اجرت‎المثل خواهد بود که موضوع مواد 10، 219، 220، 1301 و 1305 قانون مدنی و نتیجتاً قابل جمع با مواد مذکور می‎شود لذا دادگاه حکم به تنظیم سند اجاره عرصه مغازه مورد دعوا با قید حق سرقفلی آن برای خوانده که مستلزم پرداخت مبلغی به عنوان کرایه سرقفلی به مالک عرصه با تعهد تأمین اعیانی مغازه برای خوانده است صادرواعلام می‎کند کرایه مذکور با قطعیت این حکم و صدور اجرائیه با جلب نظر کارشناس تعین و سپس جهت تنظیم سند رسمی اجاره با شرایط مذکور به مدت یک سال به دفترخانه محل معرفی می‎شود که با انقضاء مدت مذکور در صورت عدم توافق هر سه سال با جمع مواد 4 قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1356 و 502 قانون مدنی کرایه روز سرقفلی به عنوان اجرت‎المثل قابل طرح دعوای تعدیل است رأی صادره قابل تجدیدنظر اعلام شده است آقای م.س. به وکالت از آقای م.ر. نسبت به دادنامه یادشده به طرفیت خانم م.الف. نسبت به دادنامه یادشده 600085-1/2/93 صادره از شعبه 6 دادگاه عمومی حقوقی اراک مبادرت به تجدیدنظرخواهی نموده به موجب دادنامه شماره 700305-29/3/93 صادره از شعبه 2 دادگاه تجدیدنظر استان مرکزی چنین مقرر گردیده: در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م.ر. با وکالت آقای م.س. به طرفیت خانم م.الف. با وکالت آقای م.س. نسبت به دادنامه شماره 085-1/2/93 صادره از شعبه 6 دادگاه عمومی حقوقی اراک . . . . که درنهایت امر حکم بر اساس خواسته تجدیدنظر خوانده و به شرح مندرج در دادنامه مورد اعتراض صادر گردیده و پس از ابلاغ دادنامه مزبور در مهلت مقرر قانونی مورد اعتراض قرارگرفته است دادگاه پس از بررسی محتویات پرونده نظر به اینکه تجدیدنظرخواه در این مرحله از رسیدگی ایراد و اعتراض مؤثر و موجهی که بر ارکان دادنامه تجدیدنظر خواسته لطمه وارد ساخته و نقض آن را ایجاب نماید به عمل نیاورده و با توجه به محتویات پرونده رأی مذکور مغایرتی با موازین قانونی نداشته و از جهت رعایت اصول و تشریفات دادرسی نیز با اشکال عمده‎ای که موجب فسخ باشد مواجه نبوده و مخدوش به نظر نمی‎رسد و اعتراض معترض نیز مشمول هیچ یک از جهات مقرر در ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاه‎های عمومی و انقلاب در امور مدنی نیست بنابراین ضمن ردّ اعتراض تجدیدنظرخواه به استناد ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه‎های عمومی و انقلاب در امور مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته را تأیید و استوار می‎نماید این رأی قطعی است که خواهان نخستین خانم م.الف. با وکالت آقای م.س. به طرفیت آقای م.ر. نسبت به دادنامه یادشده شماره 600085-1/2/93 صادره از شعبه ششم دادگاه عمومی حقوقی اراک مبادرت به فرجام‎خواهی نموده نظر به اینکه مورد دیگری به نظر نمی‎رسد پرونده جهت مشاوره در جلسه هیئت مطرح و لوایح طرفین نیز قرائت خواهد شد.

رأی شعبه دیوان عالی کشور

در خصوص فرجام‎خواهی آقای م.س. به وکالت از خانم م.الف. به طرفیت آقای م.ر. نسبت به دادنامه شماره 10600085-1/2/93 صادره از شعبه 6 دادگاه عمومی حقوقی اراک به خواسته الزام خوانده (فرجام‎خوانده) به تنظیم سند اجاره رسمی یک باب مغازه به صورت حق کسب و پیشه و تجارت و تعیین اجاره بهاء به نرخ روز و جبران خسارات دادرسی نظر به اینکه حسب بند ب ماده 331 قانون آیین دادرسی دادگاه‎های عمومی و انقلاب در امور مدنی آراء دادگاه‎های بدوی در مورد دعاوی غیرمالی فقط قابل تجدیدنظر می‎باشد در مانحن‎فیه الزام به تنظیم سند رسمی اجاره نسبت به یک باب مغازه و از دعاوی غیرمالی می‎باشد لذا به جهت غیرقابل فرجام بودن رأی، این شعبه مواجه با تکلیفی نیست دفتر پرونده به دادگاه صادرکننده دادنامه اعاده گردد.

سکوت موجر موجب سقوط حق تخلیه مغازه بدلیل تغییر شغل نمی شود

سکوت موجر ولو به مدت طولانی، دلالت بر رضایت به تغییر شغل مستأجر ندارد.

 

 

رأی دادگاه بدوی

در خصوص دعوی آقای ع.ش. ع.ه خواندگان 1- ر. 2- م. 3- م. 4- الف. 5- الف. 6- غ. 7- ط. 8- م. شهرت همگی غ.ر. با وکالت مع الواسطه خانم ح.پ. به خواسته تخلیه مورد اجاره به لحاظ تغییر شغل از فروش فرش ماشینی و موکت به فرش ضایعات موضوع سند رسمی اجاره شماره 71439 مورخه 18/02/74 دفترخانه اسناد رسمی شماره . . . تهران می باشد با ابلاغ وقت طرفین وکیل خواندگان به شرح صورت جلسه مورخ 03/09/92 اذعان داشته که خواهان طی هفده سال متوالی همه روزه شاهد و ناظر شغل مستاجرین بوده و هیچ اعتراضی نداشته و اجازه ضمنی وجود داشته. ولی دلیلی بر اثبات ادعا ارائه نکرد و چون سکوت خواهان دلیل بر رضایت او به تغییر شغل محسوب نمی گردد و تخلف خواندگان با توجه به شرح مارالبیان و نظریه کارشناس منتخب شورای حل اختلاف منطقه . . . تهران به شماره 1989 مورخه 10/05/92 محرز می باشد. علی هذا دادگاه دعوی خواهان را ثابت تشخیص و با احراز مالکیت خواهان به شرح نامه شماره 36275 مورخه 05/09/92 به استناد صدر و بند 7 ماده 14 قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1356 حکم به فسخ اجاره نامه صدرالذکر و تخلیه مورد اجاره با یک ماه مهلت بر اساس ماده 7 قانون نامبرده از تاریخ قطعیت دادنامه صادر و اعلام می نماید رأی صادره ظرف بیست روز قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رئیس شعبه 181 دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ خدایاری

 
رأی دادگاه تجدیدنظر استان

در مورد تجدیدنظرخواهی آقای ط. و خانم م.غ. از ورثه مرحوم م.غ. با وکالت خانم ح.پ. به طرفیت آقای ع.ش. نسبت به دادنامه شماره 758 مورخ 30/9/92 صادره از شعبه 181 دادگاه عمومی حقوقی تهران مبنی بر صدور حکم بر فسخ اجاره نامه رسمی شماره 71439 مورخ 18/2/74 دفتر اسناد رسمی شماره . . . تهران و تخلیه یک باب مغازه موضوع اجاره نامه فوق الذکر جزء پلاک ثبتی 5070 فرعی از 116 اصلی به لحاظ تغییر نحوه استفاده از فرش و موکت فروشی به فروش ضایعات و لوازم خانگی دست دوم اعتراض مطروحه تکرار دفاعیاتی است که در مرحله بدوی طرح شده و بر این مبنا استوارشده که تغییر نحوه استفاده از مورد اجاره به لحاظ سکوت موجر (تجدیدنظر خوانده) در طول سال های متمادی مثبت رضایت ضمنی وی به وضع موجود بوده درحالی که سکوت موجر دلالت بر رضایت وی به تغییر شغل در مغازه نداشته و دلیل جدیدی نیز در این مرحله بر اثبات این ادعا ارائه نشده و استشهادیه پیوست دادخواست نیز مثبت ادعای مذکور نمی باشد نظر به اینکه دادنامه وفق دلایل موجود در پرونده و بر مبنای مقررات قانونی صادرشده و از جهت مبانی استدلال و استنباط و همچنین رعایت تشریفات دادرسی فاقد اشکال مؤثر می باشد بنابراین ضمن ردّ تجدیدنظرخواهی به استناد بخش آخر ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته را نسبت به تجدیدنظرخواهان تأیید می نماید این رأی قطعی است.
رئیس شعبه 6 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
فارسیجانی ـ اقتصادی

 

دعوای الزام موجر به تنظیم اجاره‌نامه جدید

با تغییر موجر یا مستأجر از طریق ارث یا انتقال، در اجاره های مشمول قانون روابط موجر و مستاجر 1356، با توجه به اینکه طرف های جدید قائم مقام طرف های پیشین هستند، نیازی به تنظیم اجاره نامه جدید نبوده و دعوی الزام به تنظیم اجاره نامه جدید مسموع نیست.

رأی دادگاه بدوی

در خصوص دعوی خواهان ها1-ع. 2-س. 3-م. 4-م. همگی م.ص. و5-م. الف.ی. با وکالت آقایان 1-م.س. 2-الف.س. به طرفیت شهرداری منطقه ...تهران به خواسته الزام به تنظیم سند رسمی اجاره یک باب مغازه جزء پلاک ثبتی شماره38927/4476 واقع در بخش 7تهران دادگاه با توجه به اوراق و محتویات پرونده سند رسمی اجاره تنظیمی در دفترخانه ... تهران به شماره12778مورخ23/12/1349 فی مابین آقای ک.ص. (مالک رسمی و موجر سابق) با آقای هـ .ص. مورث خواهان ها و محرز بودن مالکیت رسمی خواهان ها بر مورد اجاره با توجه به گواهی حصر وراثت پیوستی به شماره 1244-8/12/ 86و انتقال قهری منافع موردبحث به آنان نظر به اینکه خوانده دعوی با خرید ملک از مالک قبلی قائم مقام و جانشین او در رابطه استیجاری موردبحث خواهد بود که تنظیم اجاره رسمی با وراث مستأجر ضروری می نماید و با وصف دفاعیات بلا وجه و غیر موثّر خوانده دادگاه دعوی خواهان ها را وارد تشخیص مستنداً به ماده 198قانون آیین دادرسی در امور مدنی حکم به الزام خوانده به تنظیم سند رسمی اجاره موضوع خواسته با رعایت مندرجات اجاره نامه رسمی مورداشاره در بخش های مربوط به نام خواهان ها صادر می نماید رأی صادره حضوری بوده ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر خواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 91 دادگاه عمومی حقوقی تهران - عباسی لاریجانی

 
رأی دادگاه تجدیدنظر استان

در خصوص تجدیدنظرخواهی شهرداری تهران (منطقه ....) با نمایندگی آقای الف.ن. به طرفیت ع. و س. و م. و م. شهرت همگی م.ص. و م. الف.ی. نسبت به دادنامه شماره 631-26/10/91 شعبه 91 دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن حکم بر الزام شهرداری به تنظیم سند رسمی اجاره یک باب مغازه جزء پلاک ثبتی 38927/4476 بخش 7 تهران در حق تجدیدنظر خواندگان صادر گردیده است قطع نظر از اینکه در دعوی تخلیه مطروحه از سوی شهرداری حکم صادرشده است و در این مرحله از رسیدگی با توجه به حکم مذکور رعایت تبصره یک ماده 7 قانون روابط موجر و مستأجر مصوب سال 1356 منتفی می باشد و با عنایت به اینکه رابطه استیجاری مورث خواهان های نخستین در مغازه مورد نزاع بر اساس سند رسمی اجاره شماره 12778-23/12/49 می باشد و ایراد و خدشه ای نسبت به آن وارد نشده است و به شرح لایحه تجدیدنظرخواهی این رابطه استیجاری نیز موردقبول شهرداری قرارگرفته است و با انقضای مدت اجاره رابطه استیجاری مستأجرین مشمول قانون روابط موجر و مستأجر مصوب سال 1356 قطع نمی گردد لذا دیگر لزومی به تنظیم سند رسمی اجاره مجدد نبوده و تغییر موجر یا مستأجرین (ورثه) باعث تنظیم اجاره نامه مجدد نمی گردد و موجر جدید و ورثه مستأجر قائم مقام آن ها می باشند علی هذا نظر به مراتب فوق اعتراض تجدیدنظرخواه در این خصوص وارد و موجّه تشخیص داده می شود و دعوی خواهان ها قابلیت استماع ندارد با پذیرش تجدیدنظرخواهی و مستنداً به مواد 358 و 2 از قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته قرار عدم استماع دعوی خواهان نخستین صادر و اعلام می گردد این رأی قطعی است.

نحوه طرح دعوای تقسیم ترکه مشتمل بر سرقفلی مشاع

 در دعوای تقسیم ترکه مشتمل بر سرقفلـی مشـاع، نیازی به طرف دعوی قرار دادن سایر اشخاص غیر از ورثه از جمله مالک عین و شرکای مورث نیست.

رأی دادگاه بدوی

در خصوص دعوی آقای ع.ن. با وکالت آقای م.ق. به طرفیت 1 ـ آقای م.ن. 2 ـ خانم م.ن. و... با وکالت خانم ب.ز. به خواستـه تقسیـم ترکـه مـرحـوم ع.ن.، دادگـاه بـا تـوجـه به محتویات پرونده و مستندات ابرازی و مجموع اظهارات وکلای طرفین از جمله ترکه باقی مانده از مورث خواهان و خواندگان پرونده، دو دانگ مشاع از شش دانگ سرقفلی دو باب مغازه موضوع اجاره نامه رسمی شماره 123194 تاریخ 1/7/1357 دفترخانه 64 تهران و اموال و سرمایه موجود در آن می باشد که به موجب صورت جلسه تاریخ 12/4/1389 استناد وکیل خواهان، آقایان ح.م. و ع.ب. مورث طرفین پرونده در مغازه و سرمایه و اموال موجود در آن می باشند بنابراین دعوی مطروحه به وضعیت حاضر و بدون اینکه به طرفیت شرکای مورث خواهان و نیز به طرفیت مالک مغازه موضوع سرقفلی اقامه گردیده قابلیت استماع ندارد و مردود می باشد و دادگاه به استناد ماده 2 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد آن را صادر می نماید. رأی صادر شده ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در دادگاه تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رئیس شعبه 36 دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ امان اللهی

 

رأی دادگاه تجدیدنظر استان


تجدیدنظرخواهی آقای م.ق. به وکالت از آقای ع.ن. به طرفیت آقای م. و خانم م.ن. و خانم ن.ر. هر سه با وکالت خانم ب.ز. نسبت به دادنامه شماره 202 -18/3/92 شعبه 36 دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن قرار رد دعوی خواهان به خواسته تقسیم ترکه مرحوم ع.ن. صادر شده است وارد و موجه است زیرا موضوع دعوی تقسیم ترکه می باشد و نیازی به طرف دعوی قرار گرفتن سایر اشخاص غیر از ورثه حقوقی نمی باشد به دلیل اینکه بحث انتقال مطرح نیست بلکه تقسیم است و در سرقفلی نیز دو دانگ سرقفلی متوفی بین ورثه قانونی وی تقسیم می شود و این تعارض با حقوق مالک ملک یا سایر مالکین مشاعی سرقفلی ندارد زیرا ورثه متوفی قائم مقام وی می باشد و تمام حقــوق متــوفی به ورثه وی انتقال یافته است علی هذا با پذیرش تجدیدنظرخواهی و مستنداً به ماده 353 قانون آیین دارسی مدنی قرار معترض عنه نقض و پرونده جهت ادامه رسیدگی به دادگاه محترم بدوی اعاده می گردد. این رأی قطعی است.