مصادیق تعدی در مورد اجاره
تغییر در بنا در صورت عدم صدمه به اساس آن و امکان برچیدن سریع تغییرات، از مصادیق تعدی در مورد اجاره محسوب نمی شود.
رأی دادگاه بدوی
در خصوص دادخواست آقای ع.الف. فرزند الف. و آقای الف.الف. فرزند م. با وکالت آقای م.ب. و س.ط. به طرفیت آقای م.ن. و ع.الف. با وکالت آقای خ.الف. و خواندگان ع.الف. و ع.ع. به خواسته صدور حکم تخلیه عین مستأجره تجاری به لحاظ تعدی و تفریط و پرداخت کلیه خسارت دادرسی دادگاه با عنایت به محتویات پرونده و نظر به اینکه احراز صحت وسقم موضوع تعدی و تفریط با توجه به فنی بودن موضوع و اظهارنظر اهل فن را لازم دارد به همین جهت کسب نظر کارشناس رسمی دادگستری را لازم دانسته دادگاه قرار ارجاع امر به کارشناسی صادر و کارشناس بدوی و هیئت سه نفره به شرح لایحه تقدیمی به شماره 677 - 17/3/91 و ه 1101-91 - 3/11/91 هیئت سه نفره اعلام داشته اند هیچ گونه تغییر در نوع و تعداد ورودی ها سالن و انبار;انجام نگرفته مرمت کف پله و پاگرد منتهی به سالن و دفتر و کف پوش اجرای سقف کاذب و رنگ آمیزی دیوار سالن که با در نظر گرفتن عدم آسیب به اساس استحکام بنا امکان حذف برچیدن سریع می باشد که در بهبودی کاربری و بهره برداری صورت گرفته است بنابراین تعدی و تفریط که مصدق قانونی پیدا کند احراز نگردیده است علی هذا دادگاه دعوی خواهان را غیر وارد تشخیص مستنداً به ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام می دارد رأی صادره حضوری ظرف مهلت بیست روز قابل اعتراض در محاکم محترم دادگاه تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رئیس شعبه 13 دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ صمدی
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
درباره تجدیدنظرخواهی آقای م.ب. به وکالت از آقایان ع.الف. و الف.الف. به طرفیت آقایان م.ن. و ع.الف. و ع.الف. و ع.ع. نسبت به دادنامه شماره 911156 مورخ 20/12/91 صادره از شعبه سیزده دادگاه عمومی حقوقی مجتمع قضایی شهید بهشتی تهران که در بردارنده حکم به بطلان دعوای تجدیدنظرخواه به خواسته تخلیه عین مستأجره به شرح منعکس در دادنامه اصدار گردیده است درخور پذیرش نیست چرا که اساس و پایه رأی معترضٌ عنه بر مبنای نظریه کارشناسی یک نفره و سه نفره صادر گردیده است و با اوضاع واحوال واقع نیز منطبق می باشد بنابراین دادنامه مزبور مطابق اصول و موازین قانونی و محتویات و مستندات پرونده انشاء شده است و به نحوه رسیدگی مرجع نخستین خدشه و منقصتی وارد نیست و تجدیدنظرخواهی مشارٌالیه با جهات قانونی موضوع ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی منطبق نمی باشد و لایحه تجدیدنظرخواهی در این مرحله نیز تکرار همان مطالب آورده شده در مرحله بدوی بوده است متضمن جهات موجه که باعث نقض و بی اعتباری دادنامه یادشده را ایجاب نماید نمی باشد ازاین رو به استناد ماده 358 قانون مزبور ضمن ردّ اعتراض وکلای تجدیدنظرخواهان دادنامه تجدیدنظر خواسته را تأیید و استوار می نماید این رأی به بیان ماده 365 قانون پیش گفته قطعی است.
هوالوکیل